رسانه ملّی در پرداختن به مهدویت ایده و سیاست کلانی ندارد

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، رسانه و هنر جزو مهم‌ترین ابزارهای فرهنگ‌سازی در جوامع بشری به شمار می‌روند. این ابزارها به قدری تأثیرگذارند که توانایی رشد و ارتقای جامعه یا استحاله آن را دارا هستند. ابزارهایی که سال‌هاست دشمنان اسلام توانسته‌اند با استفاده از آنها نهایت بهره‌برداری در جهت اهداف ددمنشانه و خصمانه خود را داشته باشند، اما جبهه حق به طور شایسته و بایسته نتوانسته از این ابزارها برای تقویت جبهه خود در راستای مهدویت و امر ظهور و دوران آخرالزمان استفاده لازم را داشته باشد. این امر دغدغه‌ای شد تا به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود عالی استاد حوزه و کارشناس برجسته صدا و سیما برویم و گفتگویی را با وی ترتیب دهیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

* به نظر می‌رسد متفکران ما  آنطور که بایسته است بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) آینده‌اندیشی مناسبی صورت نداده‌اند و تصویر دقیقی از آخرالزمان و دوران ظهور به جامعه ارائه نکرده‌اند؛ اما از سوی دیگر می‌بینیم جهان غرب در قالب هالیوود و … به شدّت سعی در تصویرسازی مفاهیم آخرالزمان دارد؛ علت این امر را در چه مواردی می‌بینید؟

به نکتۀ بسیار مهمی اشاره کردید، این یکی از آسیب‌های متدینینی است که باید در این زمینه کار شایسته و بایسته انجام بدهند به خصوص خواص، چراکه این یک کار فرهنگی تخصصی است، اینکه مسألۀ مهدویت و آینده‌ای که در دین ترسیم شده جزو آمال تمام انبیا و اولیا بوده، اینکه مهدویت باید به سیاست، فرهنگ، هنر و تمام برنامه‌های کشور وارد شود و بر اساس آن راهکارها و راهبردها برنامه‌ریزی شود، مسأله‌ای اساسی است که باید به آن توجه فراوانی داشت. متأستفانه در این زمینه آنطور که باید و شاید کار مفیدی انجام نداده‌ایم.

با وجود اینکه در فرهنگ مسیحیت و یهود مسأله منجی مبهم است و بیشتر کلی‌گویی می‌شود و خیلی از حقایق مخلوط شده است، اما آنان سعی کردند موضوع مهدویت و آخرالزمان را به سیاست‌ها و پژوهش‌های بسیار گسترده خود وارد کنند تا جایی که اصلاً سینمایی با عنوان سینمایی آخرالزمان و تولید فیلم‌هایی مختص به آن راه اندازی کردند و در این زمینه هم توانستند بسیاری از ایده‌های خودشان را مطرح کنند، البته این محل بحث است که آیا اعتقاد غربی‌ها و کسانی که پشت این قضیه هستند باعث شده این برنامه‌ریزی‌ها را داشته باشند یا سیاست‌هایشان باعث شده به مباحث دینی ورود کنند و از آن به نفع خودشان استفاده کنند؛ یعنی استفاده از دین برای پیشبرد سیاست‌هایشان.

حجت‌الاسلام والمسلمین عالی در گفتگو با تسنیم

بسیاری از معارف مهدوی صرفاً در کتاب‌ها باقی مانده است

هرچه که هست در سال‌های اخیر شاهد فعالیت‌های بسیار آنها به صورت عینی و عملی بوده‌ایم، این در حالی است که ما با وجود منابع غنی یعنی قرآن و عترت چنین ورود قوی‌ای نداشته‌ایم. شاید در هیچ موضوع از موضوعات دینی این‌قدر حجم روایات را نداشته باشیم، آن هم رویاتی که اینقدر جزئی به تبیین مسائل پیش رو و آینده پرداخته باشد. در گنجینه روایی ما به عالی‌ترین معارف در گستره مهدویت پرداخته شده اما متأستفانه بسیاری از آنها صرفاً در کتاب‌ها باقی مانده و مورد استفاده عملی به عنوان یک راهبرد اصلی در قرار نگرفته است.

انگیزه‌های لازم برای پرداختن به مهدویت در خواص وجود ندارد

یکی از آسیب‌های ادبیات مهدوی ما تا حد زیادی این است که به صورت فردی باقی مانده یعنی تاکنون به آنچه پرداختیم فردِ منتظر بوده تا جامعه منتظر؛ به عبارت دیگر جامعه‌پردازی انتظار صورت نگرفته و این ادبیات کمتر مورد توجه قرار گرفته تا بتوانیم از یک جامعه سراسر مهدوی و در مسیر حرکت به سوی ظهور بهره‌مند باشیم. ما باید بدانیم جامعه‌‏ای که می‌خواهد به سمت و سوی ظهور حرکت کند چه مختصات و ویژگی‌هایی دارد تا از این طریق بسترهای تحقق این شاخص‌ها را فراهم کنیم و بر اساس آن راهبردهایی را تعیین کنیم، این اتفاقات نیفتاده است و در این زمینه خلأ بسیاری وجود دارد. مخاطب در این عرصه آن هم در گام نخست خواص هستند، خواص اعم از نویسندگان، هنرمندان، شعرا، فیلم سازان و … . ما در این زمینه نه تنها قصور که تقصیر داریم، الان در این زمینه امکانات بسیاری برای تحقق این موارد وجود دارد، اما آن انگیزه‌های لازم که باید در خواص باشد، دیده نمی‌شود، هرچند که نسبت به گذشته خیلی بهتر شده اما نسبت به آنچه که شایسته است، کار نشده است.

رسانه ملّی در پرداختن به مهدویت ایده و سیاست کلانی ندارد

* به نظر می‌رسد جای گلایه‌ای بزرگ از متولیان اصلی امر مهدویت از جمله در حوزه‌هایی مانند سازمان‌ سینمایی، صدا و سیما و … در جامعه باز است. جالب است که در طول سال برای پرداختن به بسیاری از موضوعات، مناسبات و حتی برخی شخصیت‌ها از مدت‌ها قبل برای ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها برنامه‌ریزی می‌شود، اما برای سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) یا سالروز ولادت آن حضرت که امام حیّ و حاضر ما هستند و مسیر حرکت بشریت به آن سو است، هیچ برنامه‌ای در حوزه سینمایی و کارهای فاخر هنری دیده نمی‌شود و حتی گاهی هم دیده شده اگر هم کاری بخواهد در این زمینه صورت بگیرد، با سنگ‌اندازی برخی افراد مسئول مواجه می‌شود، که البته این امر نه تنها درباره وجود مقدس امام زمان (عج) بلکه درباره سایر ائمه اطهار (ع) نیز نمود دارد، در واقع یا دغدغه و حس نیازی برای پرداختن به این موضوعات در متولیان این امر دیده نمی‌شود یا آنقدر اندک است که …، نظر شما در این باره چیست؟

کاملاً درست است، در این شرایط یکی از پرمخاطب ترین رسانه‌ها، رسانه ملّی و صدا و سیمای کشور است و توقعات بیشتر مربوط به مراکز و سازمان‌هایی از جمله سازمان صدا و سیماست که متأستفانه در این زمینه بسیار منفعل هستیم و یک ایده پردازی، فعالیت و سیاست‌های کلان و حتی سنگ بنایی که برای این کار گذاشته بشود تا نویسندگان و هنرمندان متخصص در این امر تربیت شوند وجود ندارد.

بعضی برنامه‌های صداوسیما تناسبی با امام زمان ندارد

متأستفانه آنچه امروز از برنامه‌های صدا و سیما در چنین ایامی مثل نیمه شعبان برداشت می‌شود این است که گویی جشن تولد فردی است که به خاطر او مکان‌هایی چراغانی می‌شود، نُقل و شیرینی پخش می‌شود، طنزی نمایش داده می‌شود و … که اصلاً بعضی از آنها با امام زمان (عج) تناسبی ندارد و حتی بعضی از آنها ضد آن مقصود اصلی است که متأستفانه هر سال هم همین روال تکرار می‌شود. این یک انتقاد جدی به برنامه سازان ما از جمله صدا و سیماست، لذا باید یک مطالبه جدی صورت گیرد که واقعاً چرا اینگونه است؟ در حقیقت مهم‌ترین مسألۀ زندگی شیعیان، مؤمنان، مسلمانان و به یک معنای کلی‌تر مستضعفان جهان چیزی مهم‌تر از مهدویت نیست، اگر واقعاً این امر مهم‌ترین مسألۀ زندگی ماست پس چرا اینگونه به آن پرداخته می‌شود، حتی شایسته است یک دانشکده ویژه و مستقل در این زمینه ایجاد شود تا حاصل آن تولید کارهای هنری و تحقیقاتی فاخر دینی و ارزشی باشد. البته تولیداتی از سوی حوزویان در این باره انجام شده، اما کارهای هنری ویژه یعنی کارهایی قوی‌تر از آنچه در سینماهای آخرالزمانی و هالیوود و … نمایش داده می‌شود، وجود ندارد، ما در این زمینه خیلی کوتاهی داریم.

برنامه‌های نیمه شعبان باید موجب پویایی و حرکت بیشتر شیعه شود

* علاوه بر آنچه فرمودید، به نظر می‌رسد تاکنون به معارف و حقایق مهدویت پرداخته نشده و در اکثر مراسم‌های نیمه شعبان شاهد برنامه‌های حسی هستیم و کمتر به معارف مهدوی پرداخته می‌شود.

در نیمه‌شعبان و ولادت امام زمان (عج) نوع برخوردهایی که صورت می‌گیرد، دو گونه است: یا نگاه سطحی است یا نگاه حسی و عاطفی. اما آنچه مهم‌تر است این است که باید برنامه‌های ما به خصوص در چنین ایامی باعث حرکت شیعه، دوری از انفعال و نگاه صحیح به آینده باشد. سال‌ها پیش ماجریی بزرگ به قافله سالاری امام خمینی (ره) و یاران خاص ایشان به عنوان یک کار عینی در راستای ظهور امام زمان (عج) صورت گرفت که آن برپایی انقلاب اسلامی ایران بود. مسألۀ انقلاب به عنوان مقدمۀ عینی ظهور حضرت حجت (ع) بود که در آن افراد بسیاری تربیت شدند، افرادی رزم دیده که در کورۀ حوادث رفتند، افرادی که ولایت پذیری را تمرین کردند، این یک اتفاق بی سابقه بود. برای دوران ظهور این انسان‌ها هستند که باید ساخته شوند تا به کار حضرت بیایند، در انقلاب اسلامی این اتفاق برای خیلی‌ها افتاد و به وسیلۀ انقلاب، مهدویت به یک مسألۀ عینی تبدیل شد، منتها این یک مرحله آن بوده است لذا باید به مراحل بعدی در راستای برپایی ظهور توجه ویژه‌ای داشت. مهدویت یک موضوع جهانی است و صرفاً به شیعه مربوط نمی‌شود.

حوزه‌های علمیه کشور در این عرصه باید با توان بیشتری ورود کنند، توقع از آنها زیاد است. حوزه‌ها در زمینه فقهیات و اخلاقیات تبحّر خاصی دارند تا با ارائه مطالب مختلف راهنمای مردم باشند، همانگونه که در اینگونه مباحث این توقع از حوزه‌های علمیه بجاست، پس این مسأله هم که جزو مهم‌ترین مباحث اعتقادی ماست، باید از حوزه‌ها عملیاتی شود و محتواهایی بسیار غنی و محکم در اختیار مردم قرار گیرد، این اتفاق نیفتاده، البته نمی‌خواهم بگویم هیچ کاری صورت نگرفته که این بی‌انصافی است، اما واقعاً تا آنچه که باید باشد فاصله بسیار زیاد است، لذا این توقع وجود دارد که حوزه‌های علمیه کشور و بزرگان که می‌توانند سند و متن روایات را مورد بررسی دقیق قرار بدهند، ورود جدی در این عرصه داشته باشد، علاوه بر این متدینین هم باید مطالبه زیادی داشته باشند، یعنی اگر کوتاهی و کم کاری در زمینه‌ای وجود داشت، مردم مطالبه جدی داشته باشند و طلب راهکار کنند.

* رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه دوم انقلاب به موضوع تمدن و آینده انقلاب اشاره کردند. از دیگر سو ما با ظرفیتی به نام جریان اربعین حسینی مواجه هستیم که عملاً جوامع را به سوی همان جامعه آرمانی یعنی تمدن اسلامی سوق می‌دهد. اتصال جریان مهدویت به اربعین حسینی و جریان‌سازی آن در طول سال را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به موضوع خوبی اشاره کردید، مسألۀ ظهور امام زمان (عج) و جامعه مهدوی پدیده‌ای است که باید زمینه‌های آن فراهم شود، قرار نیست در دوران ظهور همه کارها با معجزه جلو برود، اگر اینطور بود شخص پیامبر اکرم (ص) در دوران حیات مادی‌شان با معجزه تمام انسان را مؤمن و شیعه می‌کردند، اما بنا بر این نیست و مسأله رشد و تربیت‌های انسانی مطرح است. یکی از بسترهای تربیتی، جریان انقلاب اسلامی بود که ذکر شد، انقلاب اسلامی گفتمان معنویت خواهی و عدالت خواهی را به جهانیان ارائه کرد، پیش از انقلاب بلوک شرق و غرب که هر دو طرف مادی بودند جهان را بین خودشان تقسیم کردند و هر دو برای مقابله با دین و حذف آن هم شریک هم شده بودند، این نشانه دور بودن از زمان ظهور بود، چه دنیای شرق آن زمان کمونیست و چه دنیای غرب آن زمان دنیای سرمایه داری که به تعبیر نیچه مرگ خدا را نوشته بودند، مقصود این است که در آن زمان دنیا بین دو بلوک مادی تقسیم شده بود  و حرفی از دین و معنویت و عدالت خواهی و … نبود، اما خداوند متعال با برپایی انقلاب اسلامی گفتمان و تلقی جدیدی برای بشریت مطرح کرد، طوری که حتی سردمداران غرب وقتی می‌خواهند حرف بزنند با ادبیاتی دینی با مردمانشان حرف می‌زنند، اینها کسانی بودند که برای دین اعتبار و ارزشی قائل نبودند، اما امروز دیگر با زبان کفر نمی‌توانند حرف بزنند، چون دیگر اینگونه سخن گفتن آنها خریداری ندارد.

یکی از شاخص‌های مهم یاران امام زمان (عج) عدالت خواهی است، اینکه مردم متوجه شوند در تاریکی ظلمت قرار گرفتند و باید به سوی برپایی عدالت حرکت کنند و طالب آن باشند. اتفاقاتی که در فرانسه یا آمریکا و حتی در آن جنبش ۹۹ درصدی که سال‌های گذشته رخ داد، را ببینید، این اتفاقات در گذشته‌ها و پیش از انقلاب وجود نداشت، اما بعد از انقلاب به تدریج شاهد صحنه‌های بیشتری از این دست در أقصی نقاط جهان بودیم. یکی دیگر از مواردی که می‌توانست بستر بسیار مناسبی برای ساخته شدن یاران باشد، جریان مقاوت است، مهدویت و ظهور امام زمان (عج) یک مسألۀ منطقه‌ای یا منحصر در شیعه و قشر خاصی نیست، بلکه یک مقولۀ جهانی است، پس باید در هر گوشه‌ای از جهان آمادگی‌های لازم ایجاد شود، اکنون در جریان مقاومت یارانی از ملت‌های مختلف که مردمی هم هستند و ارتباطی با دولت‌ها ندارند، به دنبال برچیدن ظلم و استقرار عدالت هستند، این را نباید کوچک دید.

یکی دیگر از موضوعاتی که بسیار قابل توجه است، به طور کلی دستگاه امام حسین (ع) و به طور خاص جریان راهپیمایی اربعین است. اربعین نمود و مانوری جهانی در راستای امر ظهور است، گرچه برخی رسانه‌های جهانی در تلاشند تا این پدیده را مخفی نگه دارند اما واقعاً این میسر نیست. در ایام اربعین انسان‌های بسیاری از قشرها و نژادها و حتی ادیان مختلف وارد این عرصه می‌شوند که شایسته است از ابعاد مختلف از جمله مهدویت و ظهور مورد بررسی قرار گیرد.

بسیاری از عناصر دوران ظهور در اربعین نمایان شده است

در روایات داریم قبل از اینکه امام زمان  (عج) ظهور کنند این نام امام حسین (ع) است که گسترش پیدا می‌کند. باز هم در روایت داریم که وقتی ایشان از مکه اعلام ظهور می‌کنند خودشان را به امام حسین (ع) معرفی می‌کنند «ألا یا اهلَ العالَم قُتِلَ الحسین(ع) بکربلاء عطشانا» پس می‌توان گفت پیش از ظهور، امام حسین (ع) باید به جهان بار دیگر معرفی شده باشد، حال اینکه اگر چنین نشده باشد و امام زمان خودشان را به نام امام حسین معرفی کنند، کسی او را نمی‌شناسد که امروز در راهپیمایی اربعین شاهد چنین اتفاقی هستیم.

پیوند عجیب و غریبی میان امام حسین (ع) و امام زمان (عج) وجود دارد، حتی در روایت داریم که نوع صدای امام زمان هم مشابه صدای امام حسین (ع) است «صوته یُشبه بصوتِ الحُسین» یا شعار یاران امام زمان “یا لثارت الحسین” است، در راهپیمایی اربعین نمودهای زیبایی از همدلی، صفا و صمیمیت، ایثار و گذشت و محبت و رفاقت و … دیده می‌شود و به عبارت دیگر بسیاری از عناصر ظهور را می‌توان در راهپیمایی اربعین دید. با این حال باید به این نکته هم توجه داشت که ابلیس به دنبال رصد فرصت‌ها و استفاده از آنها به نفع خود است. طبیعی است که ابلیس از قدرت نمایی و رشد شیعیان در جریان اربعین می‌هراسد، لذا باید حواسمان به شیطنت‌های ابلیس در این عرصه باشد و جلوی آسیب‌های احتمالی گرفته شود.

گفتگو از امیرمحسن شیخان

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *